پدیده ازدواج و تشکیل خانواده گرچه از جنبه های  مختلفی توصیه می شود، اما شکلی از ازدواج به نام ازدواج زودرس و یا زود به هنگام نه تنها امروزه  تجربه مثبتی قلمداد نمی شود بلکه در نوع خود باعث ایجاد پدیده های نابهنجار در سطح جامعه و بروز مشکلات در زندگی خود فرد می شود.

بر اساس داده های آماری، پیش رسی ازدواج؛  ازدواج در سنین کمتر از ۱۵ سال در بین زنان، به ترتیب در سال های ۹۴،۹۳،۹۲ و ۹۵ برابر با ۵٫۴،۵٫۶،۵٫۴ و ۵٫۵ بوده است.

این ارقام از  پیش رسی ازدواج با توجه به  تغییر و تحولی که در سبک زندگی مدرن و تفکر در ارتباط با ازدواج در سنین بالا صورت گرفته است، قابل توجه به نظر می رسد. در برخی از استان های کشور و حتی موارد کمی در شهرهای کلان، ازدواج دختر و پسر در سنین پایین بنا بر سنت و آداب رسومی که از گذشته وجود داشته است نه به اندازه قبل اما هنوز وجود دارد. در این بین، استان خراسان رضوی با ثبت ۶۷۵۹، آذربایجان شرقی با ثبت ۳۳۴۸ و  سیستان و بلوچستان با ثبت ۲۳۵۵ ازدواج در سنین زیر ۱۵ رتبه اول تا سوم را در  کشور به خود اختصاص داده اند.

آنچه که در این امر قابل توجه به نظر می رسد، میزان طلاق های است که در مقابل این ازدواج های سن پایین اتفاق می افتد. برای داشتن اطلاعات دقیق تر از آمار طلاق در سنین پایین،  اگر طلاق های هر گروه سنی را نسبت به همسردارهای همان سن در نظر بگیریم که ممکن است سال گذشته ازدواج کرده باشند و ممکن است سابقه ازدواجشان  به چند سال گذشته برگردد ولی چون همسردار هستند ممکن است در معرض طلاق قرار بگیرند. در این بررسی، بر اساس داده آماری تعداد طلاق های سال ۹۵ نسبت به همسردارهای سال ۹۵،  بالاترین آمار برای زنان ۱۴-۱۰ساله بوده است. بعد از این گروه سنی، زنان ۱۹-۱۵ساله ۳٫۲ درصد و گروه سنی ۲۴-۲۰ساله ۱٫۹ درصد درگیر پدیده طلاق بوده اند.

در سطح  کلان تر بر اساس آمار ثبت احوال کشور، در سال ۹۵ در کل کشور بیشترین ترکیب ثبت‌شده ازدواج مربوط به ترکیب سنی مردان ۲۰ تا ۲۴ ساله با زنان ۱۵ تا ۱۹ ساله بوده که تعداد آن برابر با ۷۶ هزار و ۲۴۳ واقعه است. در مقابل میزان طلاق برای زنان زیر ۲۰ سال معادل ۲۰ در صد و برای مردان در سنین ۳۰-۲۰ سال معادل ۹۲ درصد است.

به نگاهی گذرا به این داده های آماری می توان گفت که، با وجود تحول در سطح زندگی افراد، متناسب با قرن حاضر و افزایش سطح سواد افراد از نظر دانش و آگاهی نسبت به امر ازدواج هنوز به سطح مطلوب و مناسبی نرسیده اند. چرایی اینکه، خانواده ها در سطح شهرها تمایل به ازدواج زود هنگام فرزندان خود دارند و دختران و پسرانی که خواسته یا ناخواسته تن به این نوع ازدواج ها در سنین پایین می دهند، نشان دهنده این امر است که ازدواج نه به معنای پذیرش مسئولیت و برعهده گرفتن وظایف همسرداری بلکه تنها به عنوان امری که یک دختر و پسر با هم زن و شوهر باشند در اذهان مردم جا افتاده است.

در ازدواج های پیش رس، که بر اساس تعریف سازمان ثبت احوال در کشور، ازدواج زیر ۱۵سال و بر اساس تعریف سازمان ملل ازدواج زیر ۱۸ سال است، افراد هنوز به بلوغ و رشد اجتماعی و آگاهی و شناخت در امر ازدواج نرسیده اند. این نوع از پیوند بین دختر و پسر، مسائل و مشکلاتی را نه فقط برای خود و خانواده بلکه برای جامعه نیز به همراه دارند.

فقدان یادگیری مهارت های زندگی و بلوغ اجتماعی، عاطفی  و فکری، سبب می شود تا افرادی که در سن پایین ازدواج می کنند بیشتر از هر سن دیگری دخالت های خانواده ها را در زندگی خود احساس کنند. در مرحله اول آشنایی و شناخت، خانواده ها بواسطه این امر که تمایل به ازدواج هر چه زودتر فرزند خود دارند اما از سویی احساس می کنند که فرزند آنها نمی تواند انتخاب خوبی داشته باشد، در انتخاب همسر برای فرزند خود تا حد توان اعمال نظر  و سعی می کنند که نظر پدر خانواده به واسطه آنکه تجربه بیشتری در زندگی را دارد حاکم کنند. همین امر موجب می شود تا دختر و پسر هیچ دخل و تصرفی در انتخاب و شناخت زوج و زوجه خود نداشته باشند و بعد از تشریفات و مراسم های خانوادگی و گاهاً  بعد از آنکه زیر یک سقف می روند تازه به شناخت یکدیگر بپردازند.

از سوی دیگر این زوجین چون رده های سنی نرمال در جامعه یعنی کودکی، نوجوانی و جوانی و بزرگسالی را به ترتیب نگذراندن و مسئولیت یک خانواده خیلی زودتر از حد معمول بر عهده آنها گذاشته شده است، به موجب این امر از دیگر گروه همسالان خود جدا افتاده و درگیر مسائلی می شوند که متناسب با سن آنها نیست. از این رو این افراد حمایت های مستقیم و غیر مستقیم خانواده های هر دو طرف را در زندگی خود به میزان بالایی شاهد  هستند. حمایت های نابجای خانواده ها بویژه مالی از سوی پدرها موجب می شود تا زوجین هیچ گاه احساس استقلال نکنند و این امر، قدرت تصمیم گیری و فکر کردن و قدرت حل مسائل در زندگی و مشورت به همدیگر را از آنها می گیرد و آنها را وابسته به خانواده ها می کند.

از سوی دیگر این متاهلین کم سن، با ازدواج از فرصت های آموزشی دور می شوند. در شکل خوش بینانه آن دختر بعد از ازدواج به ادامه تحصیل مشغول می شود. پسر هم اگر بتواند کار و تحصیل را در کنار هم سپری کند یک شرایط آرمانی  را برای این گونه ازدواج ها رقم می زند. اما در این گونه موارد پسر اغلب، به سبب آنکه مهارت و تجربه کاری چندانی ندارد یا در حجره پدرش مشغول به کار می شود و یا به سفارش پدر، پیش یکی از دوستان او عمر کاری خود را سپری می کند.

در ارتباط با دادن عدد و رقم هیچ گاه نمی توان به صورت صد در صد و قطع به یقین حکمی را صادر کرد، ولی بر اساس آمار ذکر شده در ارتباط با طلاق ها در رده های مختلف سنی، میزان طلاق ها در گروه های سنی پایین گویای این امر است که ازدواج نیاز به دانش و آگاهی دارد و تا زمانی که این دانش و آگاهی کسب نشود و به تعبیری دختر و پسر به سان میوه ای رسیده به درجه ای از پختگی و اطلاعات نرسند، کال بودن این نوع ازدواج ها آسیب های قابل توجهی را برای فرد و خانواده اش به بار می آورد.

افزایش تعداد دخترانی که در سن پایین برچسب مطلقه بودن به آنها زده می شود روز به روز در حال افزایش است. بعضا این دختران هنوز به سن بیست سال نرسیده باید مسئولیت دار یک یا چند فرزند نیز باشند که ثمره ازدواج ناآگاهانه خانواده و خود آنها بوده است.