در ازدواج اینکه پسر و دختر بتوانند سال های سال از دیدن چهره همدیگر لذت ببرند و صورت شان برای هم قابل تحمل باشد، امری غیر قابل انکاراست. اما هر دختر و پسری باید متناسب با حد زیبا بودن خود، همان انتظارات را از طرف مقابل خود نیز داشته باشند. کدوی سفت و بد شکل نباید انتظار سیب سرخ لبنان را داشته باشد.

وساطتت در امر ازدواج سوای از نگاهی که دین به آن دارد، یک کار شیرین و جذاب است. اینکه به واسطه شما دو نفر به وصال هم برسند، کار قشنگ و دلنشینی است. گرچه فردِ واسطه گر فقط معرفی کننده دختر و پسر به همدیگر هستند و در بقیه موارد خود آنها تصمیم گیرنده اند

تجربه شیرین وساطتت گری همیشه بعد از آنکه دو طرف ملاک هایشان را  می گفتند، کمی تلخ می شد. تجربه، مادری که باید عروسش را خودش از هر نظر تایید می کرد و تازه اجازه می داد پسرش هم دخترخانم را ببیند، تا وساطت هایی که خانواده موافق بودند دخترو پسر اول همدیگر را بپسندند و بعد اگر مشکلی نبود خانواده ها هم با هم آشنا بشوند. تجربه مادری که پسرش چهره آنچنان زیبایی نداشت اما در انتخاب دختر برای او به سراغ کسانی می رفت که چهره ماه رویی داشته باشند.

در همه ملاک های ازدواج، ملاک زیبایی بویژه از سوی خانواده های پسر و خود پسر بسیار برایم زجر آور بود. گرچه نمی توان منکر این شد که  زیبایی و تحمل کردن چهره همدیگر از سوی دخترو پسر نیز باید در امر ازدواج مورد توجه قرار بگیرد اما نباید به مرزی اولویت اول بودن برسد.  ولی متاسفانه امروزه شاهد این هستیم که در همه قشرهای خانواده ها، از مذهبی گرفته تا غیر مذهبی و تحصیل کرده و نکرده، همه آنچه را در نگاه اول می بینند زیبا بودن دختر است و بدون پرداختن به سایر ویژگی های دیگر با نداشتن چهره خوب،  او را از گزینه های ازدواجی رد می کنند.

در دانشگاه تنسی ایالات‌ متحده روی گروهی از زوج‌های همان کشور تحقیقی در ارتباط با روابط زوجین انجام شد. .تیم تحقیقاتی روی ۸۲ زوج کار کردند؛ ؛ زوج‌هایی که طی ۶ ماه قبل ازدواج کرده و حدود ۳ سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده‌ بودند. شرکت‌کننده‌های تحقیق بین ۲۰ تا ۲۵ سال داشتند. محققان گفت‌وگوی هر زوج در مورد یک مشکل شخصی را به‌مدت ۱۰ دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم‌ها بعدا از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج‌ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می‌کردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالم‌تر،شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می‌شد.

یک گروه از محققان زیبایی‌های ظاهری هر زوج را بین یک تا ۱۰ کدگذاری کردند که عدد ۱۰ بهترین و کامل‌ترین ظاهر را نشان می‌داد. تقریبا در یک‌سوم زوج‌ها، زیبایی زن‌ها بیشتر بوده، در یک‌سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج‌ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند. به‌طور کلی، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت‌تر رفتار می‌کردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به‌نظر می‌رسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان می‌دهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم‌ها دارند و زن‌ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می‌دهند.

اگر داشتن حدی از زیبایی و در واقع بهم آمدن دختر و پسر را تا حدی در ازدواج منطقی بدانیم، اینکه پسری با نداشتن چهره زیبا،  برای ازدواج به دنبال دخترانی است که بسیار بسیار زیبا و در واقع پرنسس گونه باشد کاملا غیر منطقی و دور از ذهن است. در حالی که ما این امر را بسیار در بین خانواده ها و پسران شاهد هستیم.

همسر فقط ملکه سفید برفی
اگر تا چندین سال پیش ذایقه و سلیقه زیبایی میان ایرانیان از تنوع و چندگانگی برخوردار بود، امروزه رسانه‌ها مدام در حال تعریف زیبایی هستند تا ذهن مخاطب را با هر نژاد و قوم و زبان و فرهنگ در رابطه با معیارهای زیبایی یک‌دست و یک‌نواخت کنند. به همین دلیل دختران‌ هم ترجیح می‌دهند برای تطابق با فاکتورهای مدام تکرارشونده، دست به هر کاری زده تا مقبول و محبوب درجامعه قرار گیرند. و اگر مورد پذیرش پسری برای ازدواج نشدند آن علت عدم پذیرش، زیبا نبودن آنها نباشد.

از این رو ، دخترانی که ممکن است از همه ابعاد اخلاقی، اعتقادی، تحصیلی و … در درجه بالایی قرار داشته باشد اما از نظر ظاهری زیبایی چندانی نداشته و حاضر نباشند تا با هر قیمتی زیبایی برای خود بخرند، درصد قابل توجهی از دختران مجرد سن بالا را به خود اختصاص می دهند.

شاید گفتن نظر یکی از کاربران شبکه مجازی درباره زیبایی همسر آینده خالی از لطف نباشد؛ بهزاد دانشجوی کارشناسی‌ارشد و ۲۴ ساله است، در میان فاکتورهایش به اخلاق و اهل نماز بودن و کم‌توقعی همسر آینده اشاره می‌کند. و در پاسخ به این سؤال که آیا زیبایی جز اولویت های اولیه او هست یا خیز؟ می گوید:  اتفاقاً جدیداً به این موضوع فکر می‌کنم.

بالاخره هیچ‌کس همه‌چیز نداره. این روزا که بیشتر دغدغه ازدواج دارم و خواستگاری می‌رم، تصمیم بهتری می‌تونم بگیرم. مثلاً اگر دختری نماز بخونه و بی‌حجاب باشه، اما زیبا و در سطح مالی خودمون باشه، برام قابل‌قبول‌تر از دختریه که اهل نماز و حجابه، اما زیبا نیست. وی استدلالش این است که شاید بتوانم دختر را برای باحجاب‌بودن قانع کنم، اما قیافه اش را که نمی‌توانم عوض کنم. چنین استدلال هایی که اخلاق و رفتار را می توانیم تغییر بدهیم، پس خوشگل بودن کافی است، بسیار سطحی بینانه و غیرواقع نگری است چرا که حتی اگر بپذیریم چهره را با انواع و اقسام جراحی های زیبایی می توان تغییر داد، دگرگونی در اخلاق و رفتار و مطابق میل خود تغییر دادن فردی کاری بسیار دشوار و تا حدی غیر ممکن است.