متاسفانه هنوز هم دخترهایی در جامعه داریم که در گوشه خانه کنج عزلت گزیده اند. تمام پسرهای فامیل و در و همسایه یک بار برای خواستگاری ازاین دخترها پیشقدم شده اند و مورد پسند قرار نگرفته اند. به نظر شما آن دختری که گوشه خانه است، شانسی برای ازدواج دارد؟ مسلما خیر. باید در جامعه دیده شود. حتما این مثال را شنیده اید که فردی شب و روز دعا می کرد که بلیت بخت آزمایی برنده شود.

یک روز ندایی آمد و به او گفت: عزیز من! شما اول یک بلیت تهیه کن بعد آنقدر دعا و نذر و نیاز کن! پس باید در جامعه دیده شوید. با حضور در کلاس ها مختلف، رفتن  به مهمانی و… زمانی که موانع ذهنی را کنار بگذارید ازدواج مثل آب خوردن آسان می‌شد و چون در ناخودآگاه اثر می گذارد و دو نفر به راحتی جذب هم می شوند. ازدواج همه چیز نیست اما در خوشبختی و سعادت انسان بسیار تاثیرگذار است.

در مورد خواستگارتان پیشداوری نکنید 

در جلسات خواستگاری سنتی جبهه نگیرید. قضاوت نکنید. دلهره نداشته باشید. بالاخره باید یک نفر را ببینید که بفهمید از او خوش تان می آید یا نه. اگر خواستگاری سنتی را آنقدر بزرگ نکنید و فکر نکنید با یک جلسه خواستگاری مجبور به ازدواج هستید راحت تر با این موضوع کنار می آیید.

جلسه خواستگاری صرفا یک جلسه مهمانی رسمی است که دو نفر قرار است بیشتر با هم آشنا شوند. از قبل این سد ذهنی را برای خودتان به وجود نیاورید که چطور می شود از یک خواستگاری سنتی خوش تان بیاید. قرار نیست عشق در لحظه اتفاق بیفتد. عشق ممکن است با ملایمت و شناخت اتفاق بیفتد. قضاوت چه مثبت و چه منفی در مورد کسی که تا به حال ندیده اید آزاردهنده است. همچون یک کاغذ سفید با خواستگارتان برخورد کنید.

فرد مورد نظرتان را بررسی کنید 

زمانی که با کسی آشنا می شوید در مدت دو، سه ماه اول بررسی کنید، ببینید فرد مورد نظر شما چند درصد از خواسته های شما را دارد؟ معمولا بالای ۷۰ درصد عالی است. واقعا هم می توان این فهرست را با عدد و رقم در بیاورید. درست است که مهربانی کیفی است و قابل اندازه گیری نیست اما اگر نامهربان بودن را یک و با محبت بودن را عدد پنج در نظر بگیرید، بالاخره خواستگار شما باید یک جایی آن وسط ها عددی را کسب کند. صادقانه هم عدد تعیین کنید. شاید خواستگار شما در مواردی که بسیار برای شما مهم است از عدد صد، عددی معادل ۲۰ را کسب کند. خب مسلما این فرد مناسب شما نیست.

از روز اول به مردان نگویید قصد ازدواج دارید 

گاهی دختران به دلیل اینکه آمادگی برای ازدواج دارند، محتاطانه تر از قبل عمل می کنند و در شروع ی رابطه سریع عنوان می کنند که: «ببین من سنم اجازه نمیده که وارد هر رابطه ای بشوم و به دنبال یک رابطه هدفمند هستم!» هرگز از روز اول به یک مرد نگویید که من قصدم ازدواج است. حتی اگر نیت شما ازدواج است نگویید ما باهم یک رابطه هدفمند را شروع کنیم! حتی مستقیم مطرح کردن به مردی هم که نیتش ازدواج است، صحیح نیست. خانم ها از همان ابتدای معاشرت ها به فکر ازدواج هستند.

مرد را در قالب پدر فرزندشان و شوهرشان می پندارند اما مردها این گونه فکر نمی کنند. آنها فکر می کنند این خانم فقط شوهر می خواهد! وجود من به عنوان یک انسان برایش مهم نیست.

آن مرد پیش خودش فکر می کند این دختر فقط می خواهد ازدواج کند. اصلا نمی خواهد من را کشف کند. دختر باید یک رابطه را هدفمند پیش ببرد ولی نه با بیان مستقیم. چرا؟ فرض کنید یک آقا در جلسه اول خواستگاری به شما بگوید نیت من از ازدواج برطرف کردن نیازهای جنسی ام است. چه رفتار ناشایستی است! البته مردها خودشان می دانند بسیاری از دخترها نیت شان ازدواج است. با این وجود می توانید یک معاشرت هدفمند را به طور نامحسوس و نه به شکلی مستقیم به سمت ازدواج سوق دهید.

اگر حال تان خوب نیست، ازدواج نکنید 

ازدواج همه چیز نیست اما در خوشبختی و سعادت انسان بسیار تاثیرگذار است. کسی که قصد دارد ازدواج کند اول از همه باید حالش با خودش خوب باشد و خودش را دوست داشته باشد. در غیر این صورت بهتر است ازدواج نکند. ازدواج دو ستون می‌خواهد که یک سقف را استوار نگه دارد. نمی شود از یک ستون خراب انتظار یک سقف مستحکم را داشت. با ازدواج قرار نیست هدفمند یا خوشبخت شوید در صورتی که قبل از آن نبوده اید! ازدواج جنبه های مختلفی دارد. ظاهر، شغل، جهان بینی، تفریحات، نوع رفتار، سطح اجتماعی و خانوادگی و… دو فهرست بنویسید. فهرست اول معیارهای شما از انتخاب همسر. فهرست دوم ویژگی‌های خودتان.

بعد این دو فهرست را کنار هم قرار دهید و بسنجید که آیا واقعا این دو نفر مناسب هم هستند؟ خودتان حاضر بودید با خودتون ازدواج کنید؟! اگر اشکالی در خودتان می بینید آن را رفع کنید. اگر هم ایده آل شما ۲۰۰ قدم از شما جلوتر است، احتمال و شانس شما برای رسیدن به آن فرد کم می شود؛ پس واقع بین باشید.


منبع: ماهنامه خانه بخت